حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2600
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
در موقع تاجگذارى شاه اشكانى تاج بر سر او مينهاد . اينها داراى تيولات و اراضى وسيع بودند ، چنان كه بيايد . چند خانواده ديگر نيز در ايران قديم وجود داشتند ، كه نژادشان را بپارتيها ميرسانيدند و خودشان را پهلو ميگفتند . اسامى اينها هم در جاى خود بيايد . م . ) سپس ، از نوشتههاى لروبنا چنين برميآيد ، كه آبگار پادشاه خسرون ( دست نشانده دولت پارت ) ميخواسته ياغى شود ، ولى چون شنيده ، كه در ميان اقوام او در ايران ، يعنى اشكانيان ، نزاعى است با قشونش بايران آمده ، تا منازعه را بر طرف و وفاق را بين آنها برقرار كند . فصل بيست و هشتم - وقتى كه آبگار بپارس ( يعنى بايران ) رفت ، ديد آرداشس پسر ارشاوير بر تخت نشسته و برادرهايش با او در مجادله هستند ، زيرا او ميخواست بر آنها سلطنت داشته باشد و اين بر خلاف ميل برادرانش بود . از اين جهة آرداشس آنها را از هر طرف محاصره كرد ، با اين تهديد ، كه تمامى آنها را معدوم گرداند . جدائى و منازعه بين سربازان و اقرباء و متّحدين آنها حكمفرما بود ، زيرا شاه آرشاوير سه پسر و يك دختر داشت . بزرگترين پسرش آرداشس بود ، دوّم قارن ، سوّم سورن . خواهرشان گشم « 1 » نام زن سردار تمامى آريكها بود و آرشاوير او را بدامادى برگزيده بود ( مقصود از سردار آريكها شغل سپهبدى تمام ايران است و سپهبد را هم در آن زمان اسپهبذ ميگفتند . م . ) . آبگار به پسران آرشاوير تكليف كرد صلح كنند و بدين شرايط برادرها آشتى كردند : آرداشس سلطنت خواهد كرد و بعد از او اعقابش بر تخت خواهند نشست . برادرهايش باسم مملكتشان و املاك وسيعى ، كه دارند ، پهلو نام خواهند داشت و ايالت آنها بر تمام ايالات مقدّم خواهد بود ، زيرا اينها واقعا ازنژاد شاهانند . بعلاوه اين شرايط با قيد قسم مقرّر داشتند ، كه اگر آرداشس اولاد ذكور نداشته باشد ، برادرهايش بايد بر تخت نشينند ، بنابراين پس از اعقاب آرداشس خانوادههاى برادرها
--> ( 1 ) - Goschm .